چرخش زمین و شمارش روزها، تاریخ را برای ساکنان هزاران ساله آن، به ثبت می رساند. با تولد تاریخ، زندگی برای انسان معنای دیگری پیدا می کند؛ او را وامی دارد تا بکوشد ردپایش در تاریخ پررنگ و نامش جاودان شود. او، خواسته یا ناخواسته، آثاری را خلق می کند، تمدن و فرهنگ می آفریند و بعد از نابودی اش، نسل های بعد از او، همچون پری، لابارد، فرانکفورت، کارتارون و کارتر، آثار گذشتگان خویش را از زیر تلهای بی نهایت خاک بیرون می کشند و به معرض دید نسل های بعدتر از خود می گذارند. انسان، با رشد اندیشه و کیفیت زندگی اجتماعی اش از خود موجودی دیگر می سازد، موجودی که می تواند گیاه بکارد، آن را انبار کند، به الان تبدیث کند و با رسیدن و بافتن آن اليان، برای خود تن پوش بدوزد. به مرور زمان، انسان در می یابد که چگونه از این تن پوش در نوصل مختلف، مناسبتهای گوناگون و حتی برای ارائه هنرش، استفاده کند.